محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
382
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد و كاخهاى مجلّل نساخت ( سنگى بر سنگى نگذاشت ) تا جهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت . وه چه بزرگ است منّتى كه خدا با بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر ما نهاده و چنين نعمت بزرگى به ما عطا فرموده ؛ رهبر پيشتازى كه بايد او را پيروى كنيم و پيشوايى كه بايد راه او را تداوم بخشيم . به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينهكننده آن شرمسارم . يكى به من گفت : « آيا آن را دور نمىافكنى ؟ » گفتم : از من دور شو ، صبحگاهان رهروان شب ستايش مىشوند . واژهشناسى العزاء : صبر . تعزّ بعزاء اللّه : از فرمان خدا درباره صبر به هنگام مصيبت پيروى كرد . قضم الدنيا قضما : دهانش را از بهرههاى دنيا پر نساخته است . متضاد واژه « قضم » واژه « خضم » است كه امام عليه السّلام در خطبه ديگرى در توصيف امويان از واژه « خضم » استفاده مىكند : « يخضمون مال اللّه خضمة الإبل نبتة الربيع » . « 1 » أخمصهم : پنهانكارترين آنها . يخصف النعل : كفش خود را پينه مىزنند . الرّياش : لباس فاخر . أشخصها : دور ساخت .
--> ( 1 ) . « اموال خداوند را همانند شترى كه گياهان بهارى را مىجود و مىبلعد ، در دهان مىبلعند » خطبه 3 .